آیصراط

سورهٔ الناس / آیهٔ ۱

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ

بگو: «به پروردگار مردم پناه می‌برم.»

سورهٔ ناس با فرمان «بگو» آغاز می‌شود. خداوند به پیامبر می‌آموزد که در برابر خطری که در ادامهٔ سوره شناسانده خواهد شد، یعنی شرّ «وسواس خنّاس» (وسوسه‌گر پنهان‌شونده)، به او پناه ببرد. این فرمان، هرچند در آغاز متوجه پیامبر است، برای همهٔ انسان‌ها نیز آموزنده است. هرکس این آیه را می‌خواند، خود می‌تواند گویندهٔ این سخن باشد و پناه‌جویی به خدا را با زبان خویش ابراز کند.

«أَعُوذُ» به معنای پناه‌بردن و قرارگرفتن در حمایت کسی است که توانایی دفع خطر را دارد. انسان هنگامی پناه می‌جوید که هم خطری را احساس می‌کند و هم درمی‌یابد برای رویارویی با آن به یاری نیاز دارد. در این سوره، خطر مورد نظر تنها آسیبی آشکار و بیرونی نیست؛ آیات بعد نشان می‌دهند که سخن از وسوسه‌ای است که می‌تواند بی‌آنکه انسان متوجه شود، بر اندیشه، گرایش و تصمیم او اثر بگذارد.

اما چرا خداوند در اینجا «پروردگار مردم» خوانده شده است؟ واژهٔ «رَبّ» تنها به آفرینندگی اشاره ندارد، بلکه معنای سرپرستی، پرورش و تدبیر را نیز در بر می‌گیرد. پروردگار کسی است که اداره و پرورش انسان بر عهدهٔ اوست و انسان در همهٔ نیازهای اساسی خود به او وابسته است. یکی از این نیازها نیز برخورداری از حمایت در برابر خطرهایی است که زندگی و سعادت او را تهدید می‌کنند. ازاین‌رو، پناه‌بردن به خدا به معنای روی‌آوردن به همان کسی است که زندگی انسان را تدبیر می‌کند و توانایی حفاظت از او را دارد.

در سه آیهٔ نخست سوره، خداوند با سه وصف «رَبِّ النَّاسِ»، «مَلِكِ النَّاسِ» و «إِلَٰهِ النَّاسِ» معرفی می‌شود. این سه وصف، هرکدام از جهتی مستقل، شایستگی خداوند را برای پناه‌جویی روشن می‌کنند: او پروردگاری است که امور انسان را تدبیر می‌کند؛ فرمانروایی است که قدرت و سلطهٔ لازم برای دفع خطر را دارد؛ و معبود یگانه‌ای است که انسان با اخلاص و بندگی به او روی می‌آورد. بنابراین، سخن از سه پناهگاه جداگانه نیست، بلکه همان خدای یگانه از سه جهت، پناهگاه انسان معرفی می‌شود.

ترتیب این سه وصف نیز معنادار است. نخست «ربّ» آمده است؛ زیرا رابطهٔ پروردگاری، سرپرستی و پرورش، نزدیک‌ترین و خاص‌ترین رابطه‌ای است که انسان در زندگی خود با خداوند دارد. پس از آن، وصف فرمانروایی، قدرت و حاکمیت فراگیر او را یادآوری می‌کند و سرانجام، وصف الوهیت، توجه انسان را به رابطه‌ای فراتر از نیازهای طبیعی و مادی، یعنی بندگی و اخلاص در برابر معبود یگانه، می‌رساند.

نکتهٔ ظریف دیگر آن است که این سه وصف در قرآن بدون حرف «و» در کنار یکدیگر آمده‌اند. این شیوهٔ بیان نشان می‌دهد که هر یک از آن‌ها به‌تنهایی برای پناه‌جویی به خداوند دلیل کافی است؛ انسان چه به پروردگار و سرپرست خود پناه ببرد، چه به فرمانروای مقتدر و چه به معبود یگانه‌اش، در حقیقت به همان خدای واحد روی آورده است.

با آنکه خداوند پروردگار همهٔ آفریدگان است، در این آیه به‌طور ویژه «مردم» نام برده شده‌اند؛ زیرا موضوع این سوره با خطری ارتباط دارد که انسان در معرض آن قرار می‌گیرد. تعبیر «پروردگار مردم» همچنین یادآوری می‌کند که هیچ انسانی، با هر جایگاه و توانایی، بیرون از قلمرو پروردگاری خدا نیست؛ حتی پیامبر نیز در برابر خطر، مأمور به پناه‌جویی به اوست.

به این ترتیب، سوره پیش از آنکه خطر وسوسه‌گر پنهان‌شونده را به‌تفصیل معرفی کند، توجه انسان را به پناهگاهی معطوف می‌سازد که از هر جهت شایستهٔ اعتماد و پناه‌جویی است.

پناه‌بردن به خدا در این معنا، تنها بر زبان آوردن یک عبارت نیست؛ فرصتی است برای آگاهی از محدودیت‌های خویش، اعتماد به یاری الهی و مراقبت از انتخاب‌های خود. انسان می‌تواند با یاد خدا و توجه به هدایت او، در برابر اندیشه‌ها و دعوت‌های فریبنده هوشیارتر باشد. این پناه‌جویی نه جایگزین مسئولیت انسان، بلکه پشتوانه‌ای معنوی برای درست به‌کارگرفتن اراده و قدرت تشخیص اوست.