إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ
بیگمان ماییم که مردگان را زنده میکنیم و آنچه را پیش فرستادهاند و آثارشان را ثبت میکنیم؛ و همهچیز را در کتابی روشن بهدقت ثبت کردهایم.

در آیات پیشین، قرآن از کسانی سخن گفت که هشدارهای الهی را نمیپذیرند و در برابر آنان، انسانهایی را معرفی کرد که به دعوت حق پاسخ میدهند و شایستهٔ آمرزش و پاداش الهی میشوند. اکنون سخن به رستاخیز و حسابرسی میرسد؛ روزی که همهٔ انسانها دوباره زنده میشوند و نتیجهٔ کردار خود را میبینند.
آیه با تأکیدی ویژه آغاز میشود: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ»؛ بیگمان ماییم که مردگان را زنده میکنیم. زندهکردن دوبارهٔ انسانها به قدرت خداوند انجام میگیرد؛ همان خدایی که نخستین بار به آنان زندگی بخشید. مرگ، پایان وجود انسان و مسئولیت او در برابر کردار خویش نیست. زندگی انسان ادامهای دارد که در آن، حقیقت اعمال و سرانجام انتخابهایش آشکار خواهد شد.
سپس خداوند میفرماید: «وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ»؛ آنچه را پیش فرستادهاند و آثارشان را ثبت میکنیم. «ما قَدَّمُوا» به کارهایی اشاره دارد که انسانها در زندگی خود انجام دادهاند؛ از نیکیها و عبادتها گرفته تا گناهان و ستمها. این اعمال، گویی پیش از خود انسان به جهان آخرت فرستاده میشوند تا روزی با نتیجهٔ آنها روبهرو شود.
اما تعبیر «آثارهم» افق گستردهتری را میگشاید. خداوند نهتنها اعمال انسان، بلکه آثاری را که از آن اعمال بر جای میماند نیز ثبت میکند. انسان ممکن است کاری انجام دهد که اثرش بسیار فراتر از عمر او ادامه یابد. کسی که دانشی سودمند به دیگران میآموزد، راه نیکی را به روی مردم میگشاید یا زمینهٔ انجام کار خیری را فراهم میکند، ممکن است حتی پس از مرگ نیز آثار نیک کار خود را بر جای بگذارد.
در مقابل، کسی که راه ستم یا گمراهی را هموار میکند، اندیشهای زیانبار را رواج میدهد، دیگران را به رفتار نادرست سوق میدهد یا مکانی برای فسق و نافرمانی خدا بنا میکند، ممکن است آثار بد کارش پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند. بنابراین، مسئولیت انسان تنها به کارهایی که مستقیماً انجام میدهد محدود نیست؛ آثاری که با رفتار و انتخاب خود در پدیدآمدن و گسترش آنها نقش داشته نیز اهمیت دارند.
این حقیقت، معنای زندگی و مسئولیت انسان را عمیقتر میکند. گاهی یک رفتار نیک، یک آموزش سودمند یا اقدامی برای بهبود زندگی دیگران، منشأ خیرهای فراوانی میشود که انجامدهندهٔ آن هرگز در دنیا از همهٔ آنها آگاه نمیشود. همچنین ممکن است یک رفتار نادرست، پیامدهایی داشته باشد که از نگاه انسان پنهان بماند. اما هیچیک از این آثار از آگاهی خداوند بیرون نیست.
در پایان آیه میخوانیم: «وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ»؛ و همهچیز را در کتابی روشن بهدقت ثبت کردهایم. این تعبیر از ثبت و احاطهای فراگیر سخن میگوید که تنها به اعمال انسانها محدود نیست، بلکه همهٔ موجودات و آثار آنها را در بر میگیرد.
قرآن از کتابهایی با گسترههای متفاوت خبر میدهد که میتوان در این بحث سه گونه از آنها را از یکدیگر بازشناخت:
منظور از «امام مبین» در این آیه، همان لوح محفوظ است؛ کتابی که دستخوش تغییر نمیشود و تمامی جزئیات آنچه را خداوند دربارهٔ آفرینش به قضای حتمی خود مقرر کرده، در بر دارد. این حقیقت در قرآن با نامهای گوناگونی یاد شده است: «لوح محفوظ» فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍدر لوحی محفوظ است.، «اُمّالکتاب» يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِخدا هرچه را بخواهد محو میکند و هرچه را بخواهد برقرار میدارد؛ و اصلِ کتاب نزد اوست.، «کتاب مبین» وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍکلیدهای غیب نزد اوست و جز او کسی آنها را نمیداند. آنچه را در خشکی و دریاست میداند؛ هیچ برگی فرو نمیافتد مگر آنکه از آن آگاه است، و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین، و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است. و «امام مبین» إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍبیگمان ماییم که مردگان را زنده میکنیم و آنچه را پیش فرستادهاند و آثارشان را مینویسیم؛ و همهچیز را در کتابی روشن بهدقت ثبت کردهایم.. هر یک از این چهار نام، بر جنبهای ویژه از این حقیقت تأکید دارد.
لوح محفوظ را نباید صفحهای مادی یا مخزنی شبیه حافظههای امروزی تصور کرد. پیشرفت فناوری نشان داده است که حتی تصور انسان از ظرفیت نگهداری اطلاعات چقدر محدود و دگرگونشدنی است؛ آنچه روزگاری به کتابخانهای بزرگ نیاز داشت، امروز در حافظهای کوچک جای میگیرد. اما این تنها مثالی برای نزدیککردن ذهن است، نه توضیح ماهیت لوح محفوظ. حقیقت و چگونگی آن برای ما روشن نیست و نمیتوان آن را با پدیدههای علمی شناختهشدهٔ امروز یکی دانست. در تبیین المیزان، لوح محفوظ با علم فراگیر و قضای تغییرناپذیر الهی پیوند دارد و نمیتوان گسترهٔ ثبت آن را به دلیل محدودیت ظرفیت یک جسم، تنها به حوادثِ تا روز قیامت محدود کرد؛ بلکه این گستره، فراتر از قیامت و تا ابد را نیز در بر میگیرد.
تعبیر «امام مبین» بر جایگاه بنیادین این کتاب در نظام آفرینش دلالت دارد. همانگونه که امام پیشوا و مرجع پیروی است، این کتاب نیز از آن جهت که قضای حتمی الهی در آن ثبت شده، در تبیین نظام آفرینش جایگاهی پیشین و بنیادین دارد. ازاینرو، نباید آن را با کارنامههای فردی یا جمعی اعمال انسانها یکسان دانست.
ازاینرو، نه کوچکترین نیکی انسان در پیشگاه خدا گم میشود و نه هیچ ستم و بدیای از حسابرسی او پنهان میماند. این حقیقت برای نیکوکاران مایهٔ امید و آرامش و برای کسانی که مسئولیت کردار خود را نادیده میگیرند، هشداری جدی است.
پیام مهم آیه آن است که انسان تنها با آنچه در طول زندگی انجام میدهد شناخته نمیشود؛ آنچه از خود بر جای میگذارد نیز بخشی از سرگذشت اوست. هر انسانی با انتخابها و رفتار خود میتواند سرچشمهٔ خیری ماندگار شود یا آثاری زیانبار بر جای بگذارد. مرگ، این آثار را از حساب الهی بیرون نمیبرد.