آیصراط

سورهٔ يس / تفسیر آیهٔ ۱۹

قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ ۚ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ ۚ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ

گفتند: «بدشگونی شما همراه خودتان است! آیا چون به شما تذکر داده می‌شود، چنین واکنشی نشان می‌دهید؟ بلکه شما مردمی هستید که از حد گذشته‌اید.»

فرستادگان در پاسخ به اتهام بدشگونی می‌گویند: «طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ»؛ بدشگونی شما همراه خودتان است. سرچشمهٔ اصلی گرفتاری آنان نه حضور فرستادگان، بلکه وضعیت خودشان است؛ روی‌گردانی از حقیقت، پافشاری بر باورهای باطل و ادامه‌دادن راهی که برگزیده‌اند.

واژهٔ «طائر» در اصل به معنای پرنده است. در میان برخی مردم، دیدن پرندگانی مانند کلاغ یا مشاهدهٔ حرکت آن‌ها وسیله‌ای برای فال بد زدن بود. سپس کاربرد این واژه گسترش یافت و به هر چیزی که آن را بدشگون می‌پنداشتند، و حتی به حوادث آینده یا بخت بد اشخاص، اطلاق شد. درحالی‌که چنین تصوری از بخت شوم، بر پایهٔ باوری خرافی استوار است، نه شناختی معتبر از علت رویدادها.

فرستادگان با به‌کاربردن همین تعبیر، نگاه مردم را به سرچشمهٔ واقعی مشکل بازمی‌گردانند. آنچه باید از آن بیم داشته باشند، نه آمدن پیام‌آوران حقیقت، بلکه انکار حقیقت و گرایش خودشان به باطل است. به جای آنکه دیگران را مسئول بدبختی خود بدانند، باید در باورها و رفتارشان تجدیدنظر کنند.

عبارت «أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ» پرسشی سرزنش‌آمیز است: آیا چون حقیقت به شما یادآوری شده، فرستادگان را بدشگون می‌دانید و تهدید می‌کنید؟ در ساختار این جمله، پاسخِ شرط به قرینهٔ سخنان پیشین حذف شده است؛ گویی رفتار مردم چنان ناپسند است که حتی بازگفتن آن ضرورتی ندارد.

سپس فرستادگان با تعبیر «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ» از اتهام بدشگونی فراتر می‌روند و علت اصلی انکار را آشکار می‌کنند: شما مردمی هستید که پیوسته از حد می‌گذرید. «اسراف» در اینجا تنها به زیاده‌روی در مصرف مربوط نیست؛ بلکه به تجاوز از مرز حق و درستکاری اشاره دارد. آنان در انکار حقیقت، پافشاری بر باطل و تهدید خیرخواهان خود از حد گذشته‌اند.

نکتهٔ اساسی آیه، بازگرداندن مسئولیت انسان به خود اوست. کسی که منشأ مشکلاتش را همواره در دیگران یا در بخت و بدشگونی جست‌وجو می‌کند، ممکن است هرگز به نقش باورها و انتخاب‌های خودش توجه نکند. راه اصلاح، از جایی آغاز می‌شود که انسان به جای پناه‌بردن به توجیه‌های خرافی، مسئولیت رفتار خویش را بپذیرد.