قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ
گفتند: «ما شما را بدشگون میدانیم! اگر دست برندارید، قطعاً سنگسارتان میکنیم و از سوی ما عذابی دردناک به شما خواهد رسید.»
قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ
گفتند: «ما شما را بدشگون میدانیم! اگر دست برندارید، قطعاً سنگسارتان میکنیم و از سوی ما عذابی دردناک به شما خواهد رسید.»
مخالفت مردم با فرستادگان اکنون چهرهای تهدیدآمیز پیدا میکند. آنان به جای پاسخدادن به دعوت الهی، فرستادگان را منشأ بدبختی و بدشگونی خود معرفی میکنند و تهدیدشان میکنند که اگر از دعوت دست نکشند، با خشونت روبهرو خواهند شد.
واژهٔ «تَطَيَّرْنَا» از مصدر «تطیّر» به معنای شومدانستن و فال بد زدن است. ریشهٔ این تعبیر به رسم کهنِ فالگرفتن از پرندگان بازمیگردد. در چنین باوری، رفتار یا حرکت بعضی پرندگان را نشانهٔ وقوع خیر یا شر میپنداشتند و گاهی اشخاص و رویدادها را نیز به همین شیوه خوشیمن یا بدیمن میشمردند.
مردم آبادی، حضور فرستادگان را بدشگون میدانستند؛ اما قرآن در این آیه از حادثهٔ مشخصی مانند قحطی یا بیماری که سبب چنین تصوری شده باشد، خبر نمیدهد. آنچه روشن است، نسبتدادن شومی به فرستادگان، بدون ارائهٔ دلیلی معتبر است.
تهدید «لَنَرْجُمَنَّكُمْ» به معنای سنگسارکردن است و جملهٔ پس از آن نیز از رساندن عذابی دردناک سخن میگوید. شدت تأکید در این عبارتها نشان میدهد که مخالفت مردم از تکذیب زبانی فراتر رفته و به تهدید جان و امنیت فرستادگان رسیده است.
این رفتار نشان میدهد که چگونه یک باور خرافی میتواند بهانهای برای دشمنی و ستم شود. مردمی که حاضر نیستند حقیقت را بررسی کنند، پیامآوران آن را مسئول بدبختی خود معرفی میکنند و به جای گفتوگو، میکوشند با تهدید و خشونت صدای آنان را خاموش سازند.