آیصراط

سورهٔ يس / آیهٔ ۶

لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ

تا مردمی را هشدار دهی که پدرانشان هشدار نیافته‌اند و ازاین‌رو آنان غافل‌اند.

اکنون یکی از هدف‌های فرستادن پیامبر و نزول قرآن بیان می‌شود: هشدار دادن به مردمی که از پیامدهای زندگی و انتخاب‌های خود غافل مانده‌اند.

«انذار» به معنای آگاه‌کردن همراه با هشدار دربارهٔ خطری است که در پیش است. هشدار پیامبران، تنها ترساندن مردم از مجازات نیست؛ دعوتی است برای آنکه انسان پیش از ازدست‌دادن فرصت، حقیقت را بشناسد و مسیر نادرست خود را اصلاح کند.

این آیه در نخستین مصداق خود به مردمی اشاره دارد که پیامبر اسلام در میان آنان برانگیخته شد. تعبیر «پدرانشان هشدار نیافته‌اند» به این معنا نیست که در سراسر تاریخ، هیچ پیامبری برای نیاکان دور آنان فرستاده نشده بود. مقصود می‌تواند نسل‌های نزدیک‌تری باشد که در فاصله‌ای طولانی از دعوت مستقیم پیامبران زندگی کرده بودند و هشدار الهی در میانشان تازگی و حضور مؤثر نداشت.

واژهٔ «غافلون» نیز اهمیت دارد. غفلت تنها ندانستن یک موضوع نیست؛ ممکن است انسان در زندگی روزمره سرگرم کارها، خواسته‌ها و عادت‌های خود باشد، اما دربارهٔ حقیقت هستی، مسئولیت اعمال و سرانجام زندگی‌اش نیندیشد. چنین انسانی چه‌بسا بسیاری از امور جهان را بشناسد، ولی از آنچه برای سعادتش ضروری است دور مانده باشد.

رسالت پیامبر برای بیدارکردن انسان از این غفلت است. او آمده تا راهی را که به سعادت می‌رسد نشان دهد و مردم را متوجه انتخاب‌هایی کند که آیندهٔ آنان را شکل می‌دهد.

بااین‌حال، دریافت هشدار به معنای پذیرش همگانی آن نیست. آیات بعد نشان می‌دهند که برخی در برابر دعوت حق چنان مقاومت می‌کنند که دیگر سخن هدایت در آنان اثر نمی‌گذارد، درحالی‌که گروهی دیگر آن را می‌پذیرند و راه تازه‌ای در زندگی می‌گشایند. این تفاوت، زمینهٔ بحث بعدی سوره دربارهٔ ایمان، انکار و مسئولیت انسان است.