خداوند در آیات پیشین، خود را پروردگار جهانیان و سرچشمهٔ رحمت معرفی کرد. اکنون از حقیقت دیگری سخن میگوید که شناخت ما را از او کاملتر میکند: او مالک روز جزاست.
اما چرا از میان همهٔ روزها، روز جزا بهطور ویژه یاد شده است؟ مگر خداوند مالک امروز و فردای ما و سراسر جهان نیست؟
بیگمان چنین است. مالکیت خداوند به زمان یا جهانی خاص محدود نمیشود. همانگونه که هستی آفریدگان به او وابسته است، اختیار نهاییِ سرنوشت آنان نیز از آنِ اوست.
بااینحال، زندگی دنیا صحنهٔ قدرتها و اختیارهای گوناگون است. انسانها مالک داراییهایی هستند، بر بخشی از زندگی خود اختیار دارند و گاهی بر سرنوشت دیگران نیز اثر میگذارند. اما همهٔ این تواناییها محدود و ناپایدارند و هیچکدام از خداوند استقلال ندارند.
روز قیامت، حقیقت این وابستگی آشکار میشود.
قرآن آن روز را چنین توصیف میکند: «روزی که هیچکس برای دیگری اختیار مستقلی ندارد و فرمان در آن روز از آنِ خداست» يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِروزی که هیچکس برای دیگری اختیاری ندارد؛ و در آن روز، فرمان یکسره از آنِ خداست..
همچنین در سورهٔ غافر میپرسد: «امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟» و پاسخ میدهد: «از آنِ خداوند یگانهٔ چیره بر همه» يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِروزی که همگان آشکار میشوند و چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمیماند. امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟ از آنِ خدای یگانهٔ چیره بر همه..
پس روز جزا، آغاز فرمانروایی خداوند نیست؛ روز آشکارشدن حقیقت فرمانروایی اوست. آنچه در دنیا ممکن بود در پسِ قدرتها و مالکیتهای محدود انسانها پنهان بماند، در آن روز آشکار خواهد شد.
روزی که اعمال انسان بیپاسخ نمیمانند
«یوم الدین» به معنای روز جزاست؛ روزی که انسانها با نتیجهٔ اعمال خود روبهرو میشوند.
در زندگی دنیا، همیشه میان کردار انسانها و سرانجام ظاهری آنان تناسبی روشن نمیبینیم. گاهی کسی که نیکی کرده، با دشواری روبهرو میشود؛ گاهی ستمگری از قدرت و آسایش برخوردار است و گاهی حق انسانی مظلوم، با وجود همهٔ تلاشها، بازگردانده نمیشود.
اگر زندگی انسان تنها به همین جهان محدود بود، بسیاری از این پرسشها بیپاسخ میماندند.
اما قرآن از روزی خبر میدهد که رسیدگی به اعمال انسان در اختیار خداوند است؛ روزی که نه حقی از کسی ضایع میشود و نه داوری الهی با نادانی و ستم همراه است.
«امروز هرکس در برابر آنچه به دست آورده جزا داده میشود؛ امروز هیچ ستمی نیست» الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِامروز هرکس در برابر آنچه به دست آورده جزا میبیند؛ امروز هیچ ستمی نیست. بیگمان خداوند در حسابرسی سریع است..
همچنین در سورهٔ کهف، از روبهروشدن انسانها با کارنامهٔ اعمالشان سخن میگوید و تأکید میکند که پروردگار به هیچکس ستم نمیکند وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًاکارنامهٔ اعمال نهاده میشود؛ گناهکاران را میبینی که از آنچه در آن است بیمناکاند و میگویند: وای بر ما! این چه کارنامهای است که هیچ کار کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، مگر آنکه آن را شمرده است؟ و آنچه کردهاند حاضر مییابند؛ و پروردگارت به هیچکس ستم نمیکند..
از این رو، ایمان به روز جزا تنها یادآوری یک آیندهٔ دور نیست؛ یادآور ارزش و مسئولیت انتخابهای امروز ما نیز هست.
هیچ نیکیای صرفاً به این دلیل که دیگران آن را ندیدهاند بیارزش نمیشود، و هیچ ستمی تنها به این دلیل که در دنیا بیپاسخ مانده، از قلمرو حسابرسی الهی بیرون نمیرود.
این شناخت، به زندگی انسان معنایی فراتر از کامیابیها و ناکامیهای زودگذر میبخشد.
رحمت و عدالت در کنار یکدیگر
در آیهٔ پیشین، از رحمت گسترده و پایدار خداوند سخن گفتیم. اکنون یاد روز جزا، بُعد دیگری از رابطهٔ ما با او را روشن میکند.
رحمت خداوند سرچشمهٔ امید است؛ اما امید به رحمت او نباید سبب شود که نیکی و بدی، عدالت و ستم یا مسئولیت و بیمسئولیتی را یکسان بشماریم.
مهربانی حقیقی با بیاعتنایی به حق دیگران یکی نیست.
اگر قرار باشد رنج مظلومان هیچ اهمیتی نداشته باشد و ستمگران هرگز پاسخگوی کردار خود نباشند، چگونه میتوان از عدالت سخن گفت؟
قرآن خداوند را هم رحمان و رحیم معرفی میکند و هم مالک روز جزا. این دو وصف در برابر یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه هرکدام جنبهای ضروری از شناخت پروردگار را به ما یادآور میشوند.
همان خدایی که راه توبه و بازگشت را گشوده است، داوری نهایی دربارهٔ کردار بندگان را نیز در اختیار دارد.
پس انسان نه باید از رحمت خدا ناامید شود و نه به امید بخشایش، مسئولیت اعمال خود را نادیده بگیرد.
امید به رحمت و آگاهی از حسابرسی، در کنار یکدیگر، انسان را به بندگی آگاهانهتر و رفتار مسئولانهتر فرا میخوانند.
مسئولیتی که از امروز آغاز میشود
یاد روز جزا تنها برای برانگیختن ترس از آینده نیست. این یادآوری میتواند نگاه ما را به زندگی امروز تغییر دهد.
انسانی که باور دارد کردار او بیحساب نمیماند، میتواند هنگام تصمیمگیری از خود بپرسد: آیا کاری که انجام میدهم عادلانه است؟ آیا حق کسی را نادیده گرفتهام؟ آیا اگر روزی حقیقت این رفتار آشکار شود، همچنان آن را درست خواهم دانست؟
این پرسشها تنها دربارهٔ کارهای بزرگ نیستند.
رفتار ما با خانواده، امانتداری در کار، انصاف در داوری، وفای به عهد و حتی شیوهٔ سخنگفتن با دیگران، همگی بخشی از زندگیای هستند که در برابر خداوند مسئولیت آن را بر عهده داریم.
یاد روز جزا همچنین به ما هشدار میدهد که ارزش اعمال خود را تنها با تحسین یا سرزنش دیگران نسنجیم.
ممکن است کاری نیک از چشم همه پنهان بماند، اما نزد خداوند فراموش نشود. همانگونه که ممکن است رفتاری نادرست در ظاهر موفقیتآمیز باشد، اما این موفقیت نشانهٔ درستی آن نباشد.
از این منظر، ایمان به آخرت میتواند انسان را به صداقت، انصاف و مراقبت از رفتار خویش نزدیکتر کند؛ حتی در جایی که هیچ ناظری از میان انسانها حضور ندارد.
از شناخت پروردگار تا بندگی او
اکنون چهار آیهٔ نخست سورهٔ حمد را در کنار یکدیگر ببینیم.
سوره با نام خدا آغاز شد. سپس او را ستودیم و پروردگار جهانیان شناختیم. پس از آن، رحمت گسترده و پایدارش را یاد کردیم و اکنون دریافتهایم که اختیار نهاییِ روز جزا نیز از آنِ اوست.
این اوصاف، تصویری منسجم از پروردگاری که با او سخن میگوییم پیش روی ما قرار میدهند: خدایی که سرچشمهٔ هستی، رحمت و داوری نهایی است.
در آیهٔ بعد، شیوهٔ سخن تغییر میکند. دیگر تنها از خدا سخن نمیگوییم؛ بلکه مستقیماً او را مخاطب قرار میدهیم:
«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.»
این گذار، معنادار است.
وقتی انسان پروردگار خود را با چنین اوصافی میشناسد، درمییابد که چرا شایسته است بندگی و تکیهٔ نهایی خویش را متوجه او کند.
خدایی که هم سرچشمهٔ رحمت است و هم مالک روز جزا، شایستهٔ آن است که با امید، فروتنی و احساس مسئولیت به سوی او روی آوریم.
یاد روز جزا، نگاه انسان را از قدرتها و کامیابیهای گذرای دنیا فراتر میبرد و او را به زندگیای فرا میخواند که در آن، هیچ نیکی و هیچ مسئولیتی بیاهمیت نیست.
روزی که حقیقت فرمانروایی آشکار میشود
خداوند در آیات پیشین، خود را پروردگار جهانیان و سرچشمهٔ رحمت معرفی کرد. اکنون از حقیقت دیگری سخن میگوید که شناخت ما را از او کاملتر میکند: او مالک روز جزاست.
اما چرا از میان همهٔ روزها، روز جزا بهطور ویژه یاد شده است؟ مگر خداوند مالک امروز و فردای ما و سراسر جهان نیست؟
بیگمان چنین است. مالکیت خداوند به زمان یا جهانی خاص محدود نمیشود. همانگونه که هستی آفریدگان به او وابسته است، اختیار نهاییِ سرنوشت آنان نیز از آنِ اوست.
بااینحال، زندگی دنیا صحنهٔ قدرتها و اختیارهای گوناگون است. انسانها مالک داراییهایی هستند، بر بخشی از زندگی خود اختیار دارند و گاهی بر سرنوشت دیگران نیز اثر میگذارند. اما همهٔ این تواناییها محدود و ناپایدارند و هیچکدام از خداوند استقلال ندارند.
روز قیامت، حقیقت این وابستگی آشکار میشود.
قرآن آن روز را چنین توصیف میکند: «روزی که هیچکس برای دیگری اختیار مستقلی ندارد و فرمان در آن روز از آنِ خداست» يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِروزی که هیچکس برای دیگری اختیاری ندارد؛ و در آن روز، فرمان یکسره از آنِ خداست..
همچنین در سورهٔ غافر میپرسد: «امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟» و پاسخ میدهد: «از آنِ خداوند یگانهٔ چیره بر همه» يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِروزی که همگان آشکار میشوند و چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمیماند. امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟ از آنِ خدای یگانهٔ چیره بر همه..
پس روز جزا، آغاز فرمانروایی خداوند نیست؛ روز آشکارشدن حقیقت فرمانروایی اوست. آنچه در دنیا ممکن بود در پسِ قدرتها و مالکیتهای محدود انسانها پنهان بماند، در آن روز آشکار خواهد شد.
روزی که اعمال انسان بیپاسخ نمیمانند
«یوم الدین» به معنای روز جزاست؛ روزی که انسانها با نتیجهٔ اعمال خود روبهرو میشوند.
در زندگی دنیا، همیشه میان کردار انسانها و سرانجام ظاهری آنان تناسبی روشن نمیبینیم. گاهی کسی که نیکی کرده، با دشواری روبهرو میشود؛ گاهی ستمگری از قدرت و آسایش برخوردار است و گاهی حق انسانی مظلوم، با وجود همهٔ تلاشها، بازگردانده نمیشود.
اگر زندگی انسان تنها به همین جهان محدود بود، بسیاری از این پرسشها بیپاسخ میماندند.
اما قرآن از روزی خبر میدهد که رسیدگی به اعمال انسان در اختیار خداوند است؛ روزی که نه حقی از کسی ضایع میشود و نه داوری الهی با نادانی و ستم همراه است.
«امروز هرکس در برابر آنچه به دست آورده جزا داده میشود؛ امروز هیچ ستمی نیست» الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِامروز هرکس در برابر آنچه به دست آورده جزا میبیند؛ امروز هیچ ستمی نیست. بیگمان خداوند در حسابرسی سریع است..
همچنین در سورهٔ کهف، از روبهروشدن انسانها با کارنامهٔ اعمالشان سخن میگوید و تأکید میکند که پروردگار به هیچکس ستم نمیکند وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًاکارنامهٔ اعمال نهاده میشود؛ گناهکاران را میبینی که از آنچه در آن است بیمناکاند و میگویند: وای بر ما! این چه کارنامهای است که هیچ کار کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، مگر آنکه آن را شمرده است؟ و آنچه کردهاند حاضر مییابند؛ و پروردگارت به هیچکس ستم نمیکند..
از این رو، ایمان به روز جزا تنها یادآوری یک آیندهٔ دور نیست؛ یادآور ارزش و مسئولیت انتخابهای امروز ما نیز هست.
هیچ نیکیای صرفاً به این دلیل که دیگران آن را ندیدهاند بیارزش نمیشود، و هیچ ستمی تنها به این دلیل که در دنیا بیپاسخ مانده، از قلمرو حسابرسی الهی بیرون نمیرود.
این شناخت، به زندگی انسان معنایی فراتر از کامیابیها و ناکامیهای زودگذر میبخشد.
رحمت و عدالت در کنار یکدیگر
در آیهٔ پیشین، از رحمت گسترده و پایدار خداوند سخن گفتیم. اکنون یاد روز جزا، بُعد دیگری از رابطهٔ ما با او را روشن میکند.
رحمت خداوند سرچشمهٔ امید است؛ اما امید به رحمت او نباید سبب شود که نیکی و بدی، عدالت و ستم یا مسئولیت و بیمسئولیتی را یکسان بشماریم.
مهربانی حقیقی با بیاعتنایی به حق دیگران یکی نیست.
اگر قرار باشد رنج مظلومان هیچ اهمیتی نداشته باشد و ستمگران هرگز پاسخگوی کردار خود نباشند، چگونه میتوان از عدالت سخن گفت؟
قرآن خداوند را هم رحمان و رحیم معرفی میکند و هم مالک روز جزا. این دو وصف در برابر یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه هرکدام جنبهای ضروری از شناخت پروردگار را به ما یادآور میشوند.
همان خدایی که راه توبه و بازگشت را گشوده است، داوری نهایی دربارهٔ کردار بندگان را نیز در اختیار دارد.
پس انسان نه باید از رحمت خدا ناامید شود و نه به امید بخشایش، مسئولیت اعمال خود را نادیده بگیرد.
امید به رحمت و آگاهی از حسابرسی، در کنار یکدیگر، انسان را به بندگی آگاهانهتر و رفتار مسئولانهتر فرا میخوانند.
مسئولیتی که از امروز آغاز میشود
یاد روز جزا تنها برای برانگیختن ترس از آینده نیست. این یادآوری میتواند نگاه ما را به زندگی امروز تغییر دهد.
انسانی که باور دارد کردار او بیحساب نمیماند، میتواند هنگام تصمیمگیری از خود بپرسد: آیا کاری که انجام میدهم عادلانه است؟ آیا حق کسی را نادیده گرفتهام؟ آیا اگر روزی حقیقت این رفتار آشکار شود، همچنان آن را درست خواهم دانست؟
این پرسشها تنها دربارهٔ کارهای بزرگ نیستند.
رفتار ما با خانواده، امانتداری در کار، انصاف در داوری، وفای به عهد و حتی شیوهٔ سخنگفتن با دیگران، همگی بخشی از زندگیای هستند که در برابر خداوند مسئولیت آن را بر عهده داریم.
یاد روز جزا همچنین به ما هشدار میدهد که ارزش اعمال خود را تنها با تحسین یا سرزنش دیگران نسنجیم.
ممکن است کاری نیک از چشم همه پنهان بماند، اما نزد خداوند فراموش نشود. همانگونه که ممکن است رفتاری نادرست در ظاهر موفقیتآمیز باشد، اما این موفقیت نشانهٔ درستی آن نباشد.
از این منظر، ایمان به آخرت میتواند انسان را به صداقت، انصاف و مراقبت از رفتار خویش نزدیکتر کند؛ حتی در جایی که هیچ ناظری از میان انسانها حضور ندارد.
از شناخت پروردگار تا بندگی او
اکنون چهار آیهٔ نخست سورهٔ حمد را در کنار یکدیگر ببینیم.
سوره با نام خدا آغاز شد. سپس او را ستودیم و پروردگار جهانیان شناختیم. پس از آن، رحمت گسترده و پایدارش را یاد کردیم و اکنون دریافتهایم که اختیار نهاییِ روز جزا نیز از آنِ اوست.
این اوصاف، تصویری منسجم از پروردگاری که با او سخن میگوییم پیش روی ما قرار میدهند: خدایی که سرچشمهٔ هستی، رحمت و داوری نهایی است.
در آیهٔ بعد، شیوهٔ سخن تغییر میکند. دیگر تنها از خدا سخن نمیگوییم؛ بلکه مستقیماً او را مخاطب قرار میدهیم:
«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.»
این گذار، معنادار است.
وقتی انسان پروردگار خود را با چنین اوصافی میشناسد، درمییابد که چرا شایسته است بندگی و تکیهٔ نهایی خویش را متوجه او کند.
خدایی که هم سرچشمهٔ رحمت است و هم مالک روز جزا، شایستهٔ آن است که با امید، فروتنی و احساس مسئولیت به سوی او روی آوریم.
یاد روز جزا، نگاه انسان را از قدرتها و کامیابیهای گذرای دنیا فراتر میبرد و او را به زندگیای فرا میخواند که در آن، هیچ نیکی و هیچ مسئولیتی بیاهمیت نیست.