آیصراط

سورهٔ الناس / آیهٔ ۵

الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ

آن‌که در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند.

آیهٔ پیشین از «وسواس خنّاس» سخن گفت؛ اکنون ویژگی دیگری از او را روشن می‌کند: او در «سینه‌های مردم» وسوسه می‌کند.

چرا قرآن از «سینه‌ها» سخن می‌گوید؟ در زبان قرآن، سینه و قلب با زندگی درونی انسان، از جمله اندیشه، ادراک و گرایش‌های او، ارتباط دارند. بنابراین، مقصود آیه تعیین جایگاهی جسمانی برای وسوسه نیست؛ بلکه توجه‌دادن به درون انسان است، جایی که اندیشه‌ها و تمایلات شکل می‌گیرند و می‌توانند بر تصمیم‌های او اثر بگذارند.

اهمیت وسوسه تنها به سخن یا دعوتی که به انسان می‌رسد نیست؛ خطر زمانی جدی‌تر می‌شود که انسان آن را در درون خود بپذیرد، با آن همراه شود و بر پایهٔ آن تصمیم بگیرد. ممکن است سخنی فریبنده در ظاهر ساده یا بی‌اهمیت باشد، اما اگر در ذهن و دل انسان جای بگیرد، به‌تدریج نگاه و رفتار او را تغییر دهد.

بااین‌حال، میان پدیدآمدن یک اندیشه و پذیرفتن آن تفاوت است. تأثیرپذیری از وسوسه، به معنای ازمیان‌رفتن اختیار انسان نیست. او همچنان می‌تواند اندیشه‌ای را که به ذهنش راه یافته بررسی کند، درستی و نادرستی آن را بسنجد و از پیروی‌کردن از آن خودداری کند.

از این منظر، آیه توجه ما را از ظاهر رفتارها به سرچشمه‌های درونی آن‌ها می‌برد. مراقبت از کردار، با مراقبت از اندیشه‌ها، انگیزه‌ها و معیارهایی که تصمیم‌هایمان را شکل می‌دهند، پیوندی نزدیک دارد. این مراقبت نیز بیش از آنکه به معنای ترس از افکار باشد، به معنای آگاهی و قدرت تشخیص در برابر دعوت‌های گمراه‌کننده است.