آیصراط

سورهٔ يس / تفسیر آیهٔ ۲۲

وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و چرا من کسی را نپرستم که مرا آفریده است، در حالی که شما به سوی او بازگردانده می‌شوید؟

مرد مؤمن اکنون دلیل توحید را از خود آغاز می‌کند و می‌پرسد: چرا کسی را نپرستم که مرا آفریده است؟ او به جای آنکه مستقیماً عقیدهٔ مردم را سرزنش کند، خود را در جایگاه پرسش قرار می‌دهد؛ اما دلیلش دربارهٔ همهٔ انسان‌ها صدق می‌کند.

تعبیر «الَّذِي فَطَرَنِي»؛ آن‌که مرا پدید آورده است به حقیقتی بنیادین اشاره دارد: انسان هستی و هرچه دارد را از آفریدگارش گرفته است؛ پس پرستش او پاسخی آگاهانه به این حقیقت است. ژرفای ایمان این مرد در آن است که خدا را نه فقط به امید بهشت یا از بیم دوزخ، بلکه به خاطر خودِ خدا و شایستگی‌اش برای پرستش عبادت می‌کند. چنین ایمانی امید به رحمت و بیم از حسابرسی را نفی نمی‌کند؛ بلکه فراتر از سود و زیان شخصی، بر شناخت عظمت پروردگار تکیه دارد.

ظرافت سخن آنجاست که مرد مؤمن ابتدا از آفرینش خود سخن می‌گوید، اما در پایان رو به مردم می‌کند: «وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛ و به سوی او بازگردانده می‌شوید. بدین ترتیب، توجه آنان را از آغاز آفرینش به فرجام زندگی معطوف می‌سازد. همان خدایی که انسان را پدید آورده، مقصد بازگشت او نیز هست؛ بازگشتی که با حسابرسی و پاسخ‌گویی در برابر اعمال همراه خواهد بود.