در آن صورت، من بیگمان در گمراهی آشکاری خواهم بود.
مرد مؤمن نتیجهٔ استدلال خود را با صراحت بیان میکند: اگر به جای آفریدگار یگانه، معبودهایی را برگزینم که هیچ قدرت مستقلی بر سود و زیانم ندارند، آشکارا راه را گم کردهام.
نکتهٔ تأملبرانگیز این است که او پیش از محکومکردن دیگران، داوری را متوجه انتخاب خود میکند. حقیقت برای او معیاری است که نخست باید خود در برابر آن پاسخگو باشد. از همین رو، سخنش به جای آنکه صرفاً سرزنشی علیه دیگران باشد، دعوتی است تا هر کس در درستی باور و راه خویش بیندیشد.
مرد مؤمن نتیجهٔ استدلال خود را با صراحت بیان میکند: اگر به جای آفریدگار یگانه، معبودهایی را برگزینم که هیچ قدرت مستقلی بر سود و زیانم ندارند، آشکارا راه را گم کردهام.
نکتهٔ تأملبرانگیز این است که او پیش از محکومکردن دیگران، داوری را متوجه انتخاب خود میکند. حقیقت برای او معیاری است که نخست باید خود در برابر آن پاسخگو باشد. از همین رو، سخنش به جای آنکه صرفاً سرزنشی علیه دیگران باشد، دعوتی است تا هر کس در درستی باور و راه خویش بیندیشد.