آیصراط

سورهٔ يس / تفسیر آیهٔ ۲۶

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ

گفته شد: «به بهشت درآی.» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند ...»

در آیهٔ پیش، مرد مؤمن با شجاعت ایمان خود را آشکار کرد. قرآن از شرح آنچه مردم با او کردند می‌گذرد و ناگهان می‌فرماید: «به بهشت درآی.» این گذر کوتاه، به قرینهٔ سیاق، از کشته‌شدن او حکایت دارد؛ اما چگونگی آن در خود قرآن بیان نشده است.

گویی میان پایان زندگی زمینی او و آغاز برخورداری‌اش از پاداش الهی فاصله‌ای نیست. در این تفسیر، مقصود از بهشت، بهشت برزخی است؛ یعنی جایگاه نعمت پس از مرگ و پیش از رستاخیز همگانی. مرگ، زندگی این مؤمن را به نیستی نمی‌کشاند، بلکه پرده از سرانجامی دیگر برای او برمی‌دارد.

اما شگفتی آیه در واکنش اوست. او در دنیا به وعده‌ای الهی ایمان داشت که هنوز در پردهٔ غیب بود؛ اکنون با ورود به بهشت، حقیقت آن وعده را از نزدیک درمی‌یابد. بااین‌حال، نخستین سخنی که قرآن در این جایگاه از او نقل می‌کند، نه شکایت از رنجی است که بر او گذشته و نه آرزوی انتقام از مردمی که جانش را گرفتند؛ بلکه می‌گوید: «ای کاش قوم من می‌دانستند.» آرزو دارد آنان نیز از حقیقتی که بر او آشکار شده آگاه شوند و راه ایمان را برگزینند. این اوج بزرگواری و خیرخواهی اوست: حتی پس از آن دشمنی‌ها و از دست دادن جان خویش، هنوز آرزوی رستگاری همان مردمی را دارد که با او چنین کردند.