پس از تأیید رسالت پیامبر، قرآن ویژگی راه او را بیان میکند: راهی راست و استوار.
«صراط» به راهی روشن گفته میشود که رهرو را به مقصد میرساند و «مستقیم» بر راستبودن و انحرافنداشتن آن تأکید میکند. اما مقصد این راه چیست؟
در منطق قرآن، راه راست به سوی خداوند و سعادت حقیقی انسان میرود؛ سعادتی که در شناخت پروردگار، بندگی آگاهانه و نزدیکشدن به او تحقق مییابد. ازاینرو، راه مستقیم تنها مجموعهای از دستورهای اخلاقی یا احکام عملی نیست، بلکه مسیری فراگیر است که باور، رفتار و جهت زندگی انسان را دربرمیگیرد.
این تعبیر یادآور همان راهی است که در سورهٔ حمد، هدایت به سوی آن را از خداوند درخواست میکنیم. اکنون در سورهٔ یس، پیامبر بر همین راه معرفی میشود؛ او نهتنها مردم را به هدایت فرامیخواند، بلکه خود بر راهی قرار دارد که آنان را به پیمودنش دعوت میکند.
بنابراین، تأیید رسالت پیامبر با معرفی درستی مسیر او تکمیل میشود. اهمیت پیامبری تنها در دریافت وحی نیست؛ در این نیز هست که انسانها بهوسیلهٔ آن، راه رسیدن به مقصد حقیقی زندگی را بشناسند.
پس از تأیید رسالت پیامبر، قرآن ویژگی راه او را بیان میکند: راهی راست و استوار.
«صراط» به راهی روشن گفته میشود که رهرو را به مقصد میرساند و «مستقیم» بر راستبودن و انحرافنداشتن آن تأکید میکند. اما مقصد این راه چیست؟
در منطق قرآن، راه راست به سوی خداوند و سعادت حقیقی انسان میرود؛ سعادتی که در شناخت پروردگار، بندگی آگاهانه و نزدیکشدن به او تحقق مییابد. ازاینرو، راه مستقیم تنها مجموعهای از دستورهای اخلاقی یا احکام عملی نیست، بلکه مسیری فراگیر است که باور، رفتار و جهت زندگی انسان را دربرمیگیرد.
این تعبیر یادآور همان راهی است که در سورهٔ حمد، هدایت به سوی آن را از خداوند درخواست میکنیم. اکنون در سورهٔ یس، پیامبر بر همین راه معرفی میشود؛ او نهتنها مردم را به هدایت فرامیخواند، بلکه خود بر راهی قرار دارد که آنان را به پیمودنش دعوت میکند.
بنابراین، تأیید رسالت پیامبر با معرفی درستی مسیر او تکمیل میشود. اهمیت پیامبری تنها در دریافت وحی نیست؛ در این نیز هست که انسانها بهوسیلهٔ آن، راه رسیدن به مقصد حقیقی زندگی را بشناسند.