آیصراط

سورهٔ يس / آیهٔ ۹

وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ

و پیش رویشان سدی و پشت سرشان سدی قرار دادیم و آنان را در پوششی فروبردیم؛ ازاین‌رو نمی‌بینند.

تصویری که در آیهٔ پیشین با غل‌های گردن آغاز شد، اکنون کامل‌تر می‌شود. این بار سخن از انسان‌هایی است که در میان سدهایی گرفتار شده‌اند و پرده‌ای بر دیدگانشان افتاده است؛ به‌گونه‌ای که نه راهی می‌بینند و نه می‌توانند مسیر درست را تشخیص دهند.

«سَدّ» به معنای حائل و مانعی است که میان دو چیز قرار می‌گیرد. قرآن از سدی در پیش رو و سدی در پشت سر سخن می‌گوید، اما این دو تعبیر در کنار یکدیگر کنایه از همهٔ جهت‌ها هستند؛ گویی این افراد از هر سو محصور شده‌اند و راهی برای خروج نمی‌یابند. واژهٔ «أَغْشَيْنَاهُمْ» نیز به معنای پوشاندن آنان است. بنابراین، مشکل آنان تنها وجود مانع در مسیر نیست؛ بینایی و قدرت تشخیص راه را نیز از دست داده‌اند. این نابینایی در پیوند با سیاق آیات، به معنای محرومیت از شناخت حقیقت و یافتن راه هدایت است، نه نابینایی معمول چشم.

در کنار هم قرارگرفتن این آیه و آیهٔ پیشین، معنای عمیق‌تری را آشکار می‌کند. غل‌هایی که سر انسان را بالا نگه می‌دارند، مانع نگاه‌کردن به خود و راه پیش پای او می‌شوند؛ سدهای پیرامون نیز افق دیدش را می‌بندند. این دو تصویر را می‌توان اشاره‌ای به دو راه مهم شناخت حقیقت دانست: اندیشیدن در وجود خویش و نگریستن به نشانه‌های خداوند در جهان پیرامون.

انسان می‌تواند با تأمل در وجود خود، نیازمندی، محدودیت‌ها و حقیقت زندگی‌اش را بشناسد. همچنین می‌تواند با مشاهدهٔ نظم و شگفتی‌های آفرینش، نشانه‌هایی از علم و قدرت آفریدگار را دریابد. اما کسی که در برابر حقیقت گرفتار سرکشی و انکار ریشه‌دار شده است، ممکن است با وجود برخورداری از چشم و عقل، از این نشانه‌ها بهره‌ای نگیرد. نه نگاه به درون او را بیدار می‌کند و نه مشاهدهٔ جهان بیرون.

این آیه هشداری دربارهٔ سرانجام خطرناک غفلت و سرکشیِ مداوم است. انسان تا هنگامی که حقیقت را می‌جوید و آمادگی اصلاح مسیر خود را حفظ می‌کند، می‌تواند از نشانه‌های هدایت بهره ببرد؛ اما اگر پیوسته آن‌ها را نادیده بگیرد، ممکن است به جایی برسد که دیگر نه راه را ببیند و نه توان بازگشت به آن را در خود بیابد.