وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ
و اگر بخواهیم، آنان را غرق میکنیم؛ آنگاه نه فریادرسی خواهند داشت و نه نجات خواهند یافت.
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ
و اگر بخواهیم، آنان را غرق میکنیم؛ آنگاه نه فریادرسی خواهند داشت و نه نجات خواهند یافت.
پس از یادآوری نعمت کشتی و امکان سفر، قرآن روی دیگر این حقیقت را نشان میدهد. همان دریایی که راه عبور و بهرهمندی انسان است، میتواند به صحنهٔ خطری بزرگ تبدیل شود. کشتی، با همهٔ استحکام و امکاناتش، مصون از غرقشدن نیست و انسان نیز با وجود دانش و توانایی خود، بر همهٔ شرایط طبیعت تسلط ندارد.
«فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ» یعنی در آن وضعیت، فریادرسی نخواهند داشت که بتواند به یاریشان بیاید و نجاتشان دهد. آیه از شرایطی سخن میگوید که اگر ارادهٔ الهی به غرقشدن آنان تعلق گیرد، هیچ قدرتی نمیتواند برخلاف آن اراده، نجاتشان دهد. این بیان به معنای بیفایدهبودن تلاش برای پیشگیری از خطر یا نجات انسانها نیست؛ بلکه یادآور آن است که اسباب و امکانات نجات نیز قدرتی مستقل از خداوند ندارند.
نمونهای تاریخی از این آسیبپذیری، سرگذشت کشتی مسافربری تایتانیک است. این کشتی که در زمان خود از بزرگترین و پیشرفتهترین کشتیهای مسافربری جهان بود و حتی «تقریباً غرقنشدنی» توصیف میشد، در نخستین سفرش با کوه یخ برخورد کرد و بامداد ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ در اقیانوس اطلس غرق شد. بیش از هزار و پانصد نفر جان باختند. این حادثهٔ تلخ نشان داد که بزرگی و پیشرفت ساختههای انسان، هرقدر چشمگیر باشد، مصونیت قطعی در برابر خطر به همراه نمیآورد. این رویداد نمونهای تاریخی برای تأمل در پیام آیه است، نه اینکه آیه از وقوع همین حادثه خبر داده باشد.
بدینترتیب، قرآن در کنار نعمت و آسایش، محدودیت و آسیبپذیری انسان را نیز به یاد او میآورد. انسان باید برای حفظ جان خود و دیگران از دانش و امکاناتش بهره بگیرد، اما نباید چنان به آنها تکیه کند که سرچشمهٔ حقیقی قدرت و تدبیر را از یاد ببرد.