وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ
و هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان به آنان نمیرسد، مگر آنکه از آن روی میگردانند.
وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ
و هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان به آنان نمیرسد، مگر آنکه از آن روی میگردانند.
این آیه علت بیپاسخماندن دعوت پیشین را روشن میکند: آنان تنها از یک هشدار روی نمیگردانند، بلکه رویگردانی از نشانههای الهی به روش همیشگیشان تبدیل شده است. هرگاه نشانهای برای توجهدادنشان به حقیقت آشکار میشود، به جای اندیشیدن و پذیرفتن پیام آن، از آن فاصله میگیرند.
«آیات پروردگار» در اینجا معنایی گسترده دارد: هم نشانههای آفاقی در جهان پیرامون، مانند زمین و آسمان و نظم طبیعت، و هم نشانههای انفسی در وجود خود انسان را در بر میگیرد. همچنین آیات وحی و معجزاتی مانند خود قرآن، که برای نشاندادن حقانیت دعوت الهی آمدهاند، در این معنا جای دارند. رویگردانی این گروه به هیچیک از این نشانهها محدود نیست؛ آنان در برابر همهٔ آنها راه بیاعتنایی پیش گرفتهاند.
تعبیر «كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ»؛ پیوسته از آن رویگردان بودند، نشان میدهد که مشکل این گروه صرفاً ناآگاهی یا نداشتن فرصت شناخت نیست. آنان به نشانهها توجهی نمیکنند که بتوانند پیامشان را دریابند. تفاوت بزرگی است میان کسی که حقیقت را جستوجو میکند و هنوز پرسشهایی دارد، با کسی که از آغاز حاضر نیست به دلایل آن گوش بسپارد.
این آیه یادآور میشود که برخورداری از نشانههای روشن، بهتنهایی هدایت انسان را تضمین نمیکند. دیدن یک نشانه با اندیشیدن در آن و پذیرفتن حقیقتی که نشان میدهد، یکسان نیست. بهرهمندی از هدایت، افزون بر وجود دلیل و نشانه، به آمادگی انسان برای توجه و پذیرش آن نیز نیاز دارد.