مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ
آنان جز در انتظار یک بانگ ناگهانی نیستند که در حالی که با یکدیگر بحث و جدل میکنند، فرا میرسد و آنان را فرو میگیرد.
مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ
آنان جز در انتظار یک بانگ ناگهانی نیستند که در حالی که با یکدیگر بحث و جدل میکنند، فرا میرسد و آنان را فرو میگیرد.
این آیه پاسخی به پرسش تمسخرآمیز منکران در آیهٔ پیشین است؛ پاسخی که در برابر استهزای آنان، خود لحنی سرزنشآمیز و تحقیرکنندهٔ ادعای ایشان دارد. آنان با ناباوری میپرسند وعدهٔ قیامت چه زمانی تحقق مییابد، اما قرآن به پرسشِ آمیخته با تمسخرشان اعتنایی نمیکند و هشدار میدهد که برای پایانیافتن زندگیِ کسانی که در آن هنگام زندهاند، تنها یک بانگ کافی است؛ بانگی که ناگهان فرا میرسد و فرصتی برای گریز باقی نمیگذارد.
تعبیر «صَيْحَةً وَاحِدَةً»؛ یک بانگ، بیانگر قدرت الهی و آسانی تحقق فرمان اوست. در پیوند با آیات بعد، این بانگ همان نفخهٔ نخست صور است که با آن مرحلهٔ پایانی زندگی دنیوی فرا میرسد. این بیان به معنای آن نیست که مرگ هر انسان در طول تاریخ، با این نفخه رخ میدهد؛ موضوع آیه واقعهای عمومی در آستانهٔ رستاخیز است.
عبارت «وَهُمْ يَخِصِّمُونَ»؛ در حالی که با یکدیگر بحث و جدل میکنند، صحنهای زنده از غفلت انسانها ترسیم میکند. مردم ممکن است سرگرم اختلافها، گفتوگوها و امور معمول زندگی باشند، بیآنکه از آنچه در شرف وقوع است آگاه باشند. آنان چنان در مسائل روزمره غرق شدهاند که گویی زندگی کنونی هیچگاه پایان نمییابد.
بدینترتیب، پاسخ قرآن به پرسش تمسخرآمیز آنان این است که مهمتر از دانستن زمان قیامت، آگاهی از قطعیبودن و ناگهانیبودن فرارسیدن آن است. کسی که وقوع این روز را جدی میگیرد، مسئولیتهای امروز خود را به امید فرصتی نامعلوم به آینده واگذار نمیکند.