قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا ۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
میگویند: «وای بر ما! چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟ این همان چیزی است که خدای رحمان وعده داده بود و فرستادگان راست گفتند.»
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا ۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
میگویند: «وای بر ما! چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟ این همان چیزی است که خدای رحمان وعده داده بود و فرستادگان راست گفتند.»
قرآن اکنون واکنش منکران رستاخیز را هنگام برانگیختهشدن به تصویر میکشد. آنان در زندگی دنیا معاد را انکار کرده و چنان سرگرم خواستهها و دلبستگیهای خود بودند که روز حسابرسی را جدی نمیگرفتند. اما اکنون ناگهان از گورها بیرون آمدهاند و شتابان به سوی محشر میروند؛ جایی که با حقیقتی هراسانگیز روبهرو میشوند که خود را برای آن آماده نکرده بودند. ترس و حیرت چنان بر آنان چیره میشود که نخستین واکنششان فریاد «وای بر ما!» است؛ همان فریادی که انسان در مواجهه با خطری بزرگ و ناگهانی بر زبان میآورد.
سپس با شگفتی میپرسند: «چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟» این پرسش از همان انکار و غفلتی سرچشمه میگیرد که در دنیا در وجودشان ریشه دوانده بود. آنان با حقیقتی روبهرو شدهاند که وقوعش را ناممکن میپنداشتند و اکنون شدت هراس، چنان توجهشان را به خود مشغول کرده که در نخستین لحظات نمیدانند چگونه با این وضعیت مواجه شوند.
واژهٔ «مَرْقَد» به معنای جای خواب یا آرامگاه است و در اینجا به گور اشاره دارد. این تعبیر، حیرت آنان در هنگام برخاستن را بهخوبی نشان میدهد؛ اما بهتنهایی ثابت نمیکند که همهٔ مردگان در فاصلهٔ مرگ تا رستاخیز هیچگونه آگاهی یا حیاتی ندارند. آیه در مقام توصیف واکنش آنان هنگام برانگیختهشدن است، نه بیان تمام جزئیات عالم پس از مرگ.
پس از این بهت و هراس اولیه، وعدههایی را به یاد میآورند که پیامبران در دنیا دربارهٔ رستاخیز و جزای اعمال به آنان گوشزد میکردند. همان کسانی که با تمسخر میپرسیدند «پس اين وعده كی هست، اگه راست میگيد؟»، اکنون حقیقت را در برابر خود میبینند و میگویند: «این همان چیزی است که خدای رحمان وعده داده بود و فرستادگان راست گفتند.»
اما این اعتراف را نباید بیدرنگ نشانهٔ ایمانی خالص و بازگشتی حقیقی دانست. یادکرد خداوند با نام «الرَّحْمَٰن»؛ رحمان میتواند نوعی پناهجستن به رحمت او در آن وضعیت هراسانگیز باشد. در یک تحلیل تفسیری، این احتمال نیز مطرح شده است که آنان، مطابق عادتی که در دنیا داشتهاند، هنگامی که خود را شکستخورده و ناتوان میبینند، به اظهار فروتنی، اعتراف به خطا و جلب ترحم روی میآورند؛ همانگونه که ممکن است انسان در برابر قدرتی که بر او غلبه کرده، با تملق در پی رهایی از پیامدهای کار خود باشد. این توضیح دربارهٔ انگیزهٔ احتمالی آنان است، نه معنایی قطعی که خود واژگان آیه بیان کرده باشند.
در پایان، با عبارت «وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»؛ و فرستادگان راست گفتند، حقانیت پیامبران را تصدیق میکنند. در دنیا سخنان آنان را انکار میکردند، اما اکنون میبینند وعدهٔ الهی حقیقت داشته است. این اعتراف، هر انگیزهای که پشت آن باشد، هنگامی بر زبان میآید که فرصت ایمانآوردن و عملکردن در زندگی دنیا پایان یافته است.
بدینترتیب، آیه تقابلی عمیق میان انکار و تمسخر در دنیا، و ترس و اعتراف در رستاخیز نشان میدهد. انسان تا زمانی که فرصت انتخاب دارد میتواند در برابر حقیقت رویگردان باشد؛ اما رویگردانی او مانع تحقق آن حقیقت نمیشود. مهم آن است که پیش از پایان فرصت، حق را بپذیرد و مسیر زندگی خویش را اصلاح کند.